Blog not found! - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:16
ini_set("display_errors", 0); mysql_co ect("localhost","iransc_db","syEpS352") or die(mysql_error()); mysql_select_db("iransc_db") or die(mysql_error()); ?> Blog not found!Deprecated: mysql_query(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead
=$qcbloga['btitle']?> - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 12:56
ini_set("display_errors", 0); mysql_co ect("localhost","iransc_db","12GD9gmt") or die(mysql_error()); mysql_select_db("iransc_db") or die(mysql_error()); //require_once('./fckeditor/editor/plugins/placeholder/wp-var.php'); ?> =$qcbloga['btitle']?> =$post['ptitle']?> Wa ing: mysql_quer
سایه ات از سر ما کم نشود.سایه ی سر.... - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 16:37
عضــــــــــــــویت ســـریع آمــــــــــــــار کـــــاربــران ارتباط زنـــــــــــــــــــــده پایگـــاه های دیگر نظرسنجی Let's block ads! (Why?)
جان همه عالمیان فدای خنده های تو ... - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 16:36
عضــــــــــــــویت ســـریع آمــــــــــــــار کـــــاربــران ارتباط زنـــــــــــــــــــــده پایگـــاه های دیگر نظرسنجی Let's block ads! (Why?)
یک خاطره جالب و شیرین از زبان یکی از محافظان امام خامنه ای در سفر به قم - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 16:35
یک خاطره جالب و شیرین از زبان یکی از محافظان امام خامنه ای در سفر به قم بعد از نماز مغرب بود. آقا داشتند با چند نفر از علما دیدن می کردند. بحث خیلی جدی بود ناگهان یکی از محافظ ها با دو دختر بچه آمد داخل. بچه ها بدجوری گریه می کردند. آب دماغ شان آویزان بود. هق هق می کردند. محافظ گفت: آقا ببخشید. اینه...

برچسب‌های مرتبط

یک خاطره جالب | یک خاطره جالب به زبان انگلیسی | يك خاطره جالب | یک خاطره جالب از عید نوروز | یک خاطره ی جالب | خاطره جالب یک شهید | خاطره جالب یک معلم |